۴.

8:56 AM . 0 Comments

اين روزها روزهاى به نتيجه رسيدنه، نتيجه تلاشى كه اولش فقط حرف بود و كم كم جدى تر از چيزى شد كه فكرش رو ميكرديم.
اوايل كه كار رو شروع كرده بوديم فقط ايده داشتيم اما در مورد سختى كار، شرايط قانونى، وضعيت ما به عنوان خارجى و امكان گرفتن ويزا و يا حساب بانكى يا كرديت كارت يا هر چيز مرتبط ديگه هيچ ايده اي نداشتيم. راستش حتى گاهى به دليل ايرانى بودنمون نگرانى هايى هم داشتيم ولى خب ايتاليا ازين نظر ها به حقوق بشر احترام زيادى ميذاره و راه حل هايى هميشه براى حل مشكل داره.

وقتى براى اولين بار با يكى از شتاب دهنده ها تماس گرفتم و گفتم ايده داريم ولى سوال هايي هم داريم و چيزهايى هست كه نميدونيم استقبال كرد و گفت سوال ها رو بپرس. اشكال من اين بود كه ايده رو اونطور كه بايد خوب براش توضيح ندادم و فقط به خلاصه اش بسنده كردم و در عوض يك عالمه سوال پرسيدم، خب قاعدتا اين روش به نتيجه نميرسه و منم جوابى دريافت نكردم. منظور از خوب توضيح دادن ايده، حرف زدن درباره جزئيات نيست بلكه منظورم جذاب و هيجان بيان كردنش و اين كه چقدر جامعه بهش نياز داره و اين كه چقدر بازار خوبي براش ميشه ترسيم كرد، و من هيچكدوم اين ها را در اولين ايميل نگفتم و به جاش انواع و اقسام سوال هايى رو پرسيدم كه جواب بعضي هاشون رو ميشد در مرور زمان به دست آورد يا از اهميتشون كم كرد. به هر حال جوابى كه ميخواستيم رو نگرفتيم و يكم دلسرد شديم مخصوصا كه همزمان براى يك شتاب دهنده ديگ در لندن هم اپلاى كرده بوديم و به دليل ضعف هايى كه توى بيان ايده، بيان بيزپلن و نشان دادن اهميت ايده و ميزان عملى بودنش داشتيم، مودر قبول شتاب دهنده لندن قرار نگرفتيم و رد شديم. بالتبع اين چيزا دلسردى مياره اما خب هر بار چيزهاى جديدى ياد ميگرفتيم، چه حرفهايى بزنيم و چطور بزنيم و چه حرفهايى نزنيم و اگر سوال كردند چطور جواب بديم، شتاب دهنده ها چه چيزهايى دوست دارند كه بشنوند و چه چيزهايى از اهميت كمترى برخورداره و ميشه چشم پوشى كرد. 

يكي دو ماه اول ماه هاى ياد گرفتن و فهميدن بود، ماه هايي كه فهميديم همه چيز همونقدر ساده و خوشحالى كه فكر مي كرديم باشه نيست و امروز فهميدم كه اون چيزهايى كه اون روز نميدونستيم و امروز ياد گرفتيم چقدر ارزشمند بودند. اگر بعد از اون دلسرد شدن ها از ادامه كار منصرف ميشديم امروز اين همه چيزهاى جديد ياد نگرفته بوديم و تا رسيدن به نقطه قطعا فاصله خيلي بيشتري داشتيم. 

اوهوم بارانى بايد تا رنگين كمانى …

0 comments:

۳.

8:55 AM . 0 Comments

استارت آپ پزشکی بدون مشورت با پزشک امکان پذیر نیست. من برای این که بتونم کارم رو پیش ببرم مجبور شدم با دکتر های زیادی حرف بزنم. قبل از اون مجبور شدم درمورد آسم خیلی چیزها بخونم. تازه وقتی میایی در مورد یک بیماری اطلاعات بدست بیاری میبینی چقدر چیزهای جدید میتونی به ایده اولیه ات اضافه کنی. همین مطالعه در مورد بیماری آسم باعث شد که بتونیم به طرحمون چیزهایی رو اضافه کنیم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که باید نسخه های بیشتری از وسیله ارائه کنیم. یعنی باید هوشمندانه عمل کرد. دیوایس های مختلف با قابلیت های مختلف برای افراد متفاوت با نیازهای متفاوت. اینطوری موقع ارائه ایده برای شتاب دهنده ها یا مراکز رشد انگار حرف بیشتری برای گفتن داری. به علاوه این که این امکان هم به وجود میاد که بشه برای مشتری ها بر حسب نیازشون و با قیمت های مناسب تر محصول عرضه کرد. این خودش در بازاریابی نقش مهمی داره. 

بعد از مطالعه در مورد آسم و مشورت با دکتر و دانستن این که دکتر برای تحت نظر قرار دادن بیمار و کنترل روند پیشرفتش به چه اطلاعاتی نیاز داره و به چه اطلاعاتی نیاز نداره از اهمیت ویژه ای برخورداره. اما مساله ای که هست و خیلی مهمه جلب اعتماد دکتر به تکنولوژی جدید هست. از حرف هایی که با دکترهای مختلف میزنند و از نظر هایی که ازشون شنیدم یادگرفتم که دو چیز خیلی اهمیت داره. یکی این که با پزشک با زبون خودش حرف باید زد نه با زبون تکنولوژی همونطور که دقیقا برعکسش هم وجود داره. همونقدر که ما با اصطلاحات پزشکی ناآشناییم  پزشک ها هم با اصطلاحات مهندسی غریبه اند. دوم این که جلب نظر و تاییده گرفتن از پزشک از خود طرح و  ایده مهم تره. اگر پزشک هرگز ایده را تایید نکند هرچقدر هم که کاربردی و مفید باشه بیمار که مشتری اول بازاره سراغش نمیره. اما کافیه دکتر استفاده از یک وسیله یا دارویی رو به بیمار یا به خانواده اش پیشنهاد کنه اونوقت شما برنده میشید.

یک فرم نظر سنجی از کسانی که بیماری آسم یا بیماری های تنفسی مشابه رو دارند هم کمک خوبی برای دانستن اینه که یک بیمار از یک اپلیکیشن چه انتظاراتی داره و دانستن چه چیزهایی براش اهمیت داره. حتی دانستن این که آدم های مختلف از چه اپلیکیشن های مشابه یا غیر مشابه دیگه ای استفاده می کنند به بهبود طرح ما کمک زیادی کرد. 
فرم نظر سنجی مون را به ۴ تا زبون آماده اش کردیم که بتونیم گستره بیشتری از افراد رو تحت پوشش قرار بدیم و ببینیم مردم کشورهای و شهرهای مختلف چه نیازهای مشترک و غیرمشترکی دارند تا در نهایت بتونیم محصول گلوبال تری ارائه کنیم. این نسخه فارسیشه:
https://docs.google.com/forms/d/1SrPhTfYIp2Xx9-HqPeH7A13-oRGjVU5Uyiklke89Cc0/viewform?c=0&w=1

اوهوم هنوزم پر کردنش به درد میخوره 

0 comments: