۱.

8:54 AM . 0 Comments

اول خواستم صبر کنم تا استارت آپ به نتیجه برسه بعد شروع به نوشتن کنم. چون فکر می کردم که فاصله شکل گیری ایده تا به عمل رسوندنش اونقدر ها زیاد نباشه . اما ظاهرا هم زیاده هم طولانی. این شد که تصمیم گرفتم قدم به قدم بنویسم تا هم یادم نره هم معلوم بشه چه سختی هایی تو چه مرحله هایی پیش میاد. دقیقا همون وقت هایی که انتظار جواب مثبت داری و شک زده میشی از گرفتن جوابی که منفی نبوده اما درجه مثبتش هم اون قدر ها جون دار نبوده. اینجاست که باورت میشه با این که داری توی دنیای دیجیتال زندگی می کنی اما همه چیز اونقدر ها هم دیجیتال نیست. 

اواسط تابستون یکی از ما ۵ نفر که البته در اون زمان ۳ نفر بودیم با آسم دست و پنجه نرم می کرد و عموما یادش می رفت که اسپری آسمش رو با خودش ببره و وقتی یادش می افتاد که نیاز داشت و نبود. ایده از همین جا شکل گرفت. چرا یه چیزی نباشه که یادم بندازه اسپری رو با خودم بیارم؟ چرا یه چیزی نباشه که یادم بندازه اسپری رو استفاده کنم قبل از این که حمله بهم دست بده؟ نتیجه این نیاز شکل گیری ایده شد که امروز به مرحله سرمایه گذاری رسیده. به هر حال خلاقیت زاده نیازه. خب مرحله اول کار که همون داشتن ایده بود انجام شده بود. هر چند که ایده داشتن به نظر سخت میرسه اما کم کم فهمیدیم که ایده آسون ترین قسمت داستان بود. 

ایده که به ذهن میرسه مخصوصا اگر چیزی باشه که هیچ وقت باهاش مواجه نشده باشید احتمالا فکر می کنید چقدر ناب و خاص هست ولی معمولا یه جستجوی دم دستی نشون میده چقدر آدم هایی هستند که مشکل مشابه یا ایده های مشابه داشتند. اینجاست که علاوه بر ایده توانایی بسط و بهینه سازی اون ایده اولیه بسیار اهمیت پیدا می کنه. ما یه جستجوی کوچیک کردیم و دیدیم ایده های مشابه آنچه که ما در نظر داریم وجود داره اما خوشبختانه در آن زمان هنوز هیچ کدام به مرحله ارائه به بازار نرسیده بودند. وبسایت هاشون نشون میداد ایده های اولیه چیه راه کارهاشون دقیقا چیاست و با توجه با این که ما میشناختیم موضوع رو می تونستیم فکر کنیم که چه چیزهایی کم دارند و چه چیزهایی رو آنها قبلا دیدند و ما ندیده بودیم. یعنی همیشه وجود داشتن نمونه های مشابه بد نیست. گاهی میشه فهمید چقدر ایده ای که به ذهن رسیده قابل گسترش و اجراست.

مرحله بعدی کارمون این بود که این نمونه ایده های مشابه دقیقا کجاهای دنیا هستند و در منطقه ما که ایتالیا و در مقیاس بزرگ تر اروپاست چه کارهای مشابهی انجام شده و چه کارهایی انجام نشده. شناختن رقبا و دانستن ضعف ها و توانایی هاشون اولین قدمه. خوشبختانه ایده ما در اروپا هیج رقیبی نداشت و بازار خوبی هم میشد براش پیشبینی کرد. گاهی ممکنه یک ایده در یک کشور یا منطقه ای پیاده سازی نشده باشه باید دید که دلیل این اتفاق چی بوده؟ شاید اصلا صرف اقتصادی نداشته یا بازار خوبی رو نمیشد براش پیش بینی کرد یا حتی مشکلات بروکراسی یا مشکلات مشابه مانع پیشرفت ایده و شکل گیری شرکت یا استارت آپ های مشابه میشده. 


اوهوم کم کم اوضاع پیچیده تر از چیزی میشه که در ابتدای راه به چشم میومده.




0 comments: